اخبار چلچراغی: (دوباره اومدم)
دنبال یه اتفاق جالب میگشتم برای شماره جدید که یکی از دوستانم یه خبر عجیب بهم داد.اون بهم گفت یه آدم مشهور رو میشناسه که خارج از کشور زندگی میکنه و چند وقتیه چلچراغی شده.گفتم کیه؟ گفت اگه بگم باور نمیکنی.گفتم بگو گفت:کریستیانو رونالدو !
گفتم شوخی میکنی اون کجا چلچراغ کجا تازه اون که فارسی بلد نیست.گفت که مادر رونالدو ایرانیه و دائی رونادو زیاد به ایران میاد و برگشتن برای رونالدو چلچراغ سوغات میبره.منم با هزار دردسر شماره تماس مدیر برنامه های رونالدو رو گیر آووردم و باهاش تماس گرفتم و ازش دعوت کردم برای چند روزی بیاد ایران اونم که ترسیده بود بخاطر وضعیت ایران اولش جواب منفی داد ولی بعد از یک هفته که اوضاع آروم تر شد قبول کرد که مخفیانه به ایران بیاد و برگرده.اول قرار بود بریم دفتر چلچراغ ولی به علت محدودیت هایی که این روزا روزنامه ها و مجله ها دارن و مرتب کنترل میشن رفتیم دفتر چلچراغی و مصاحبه کردیم و عکس های اختصاصی رو هم گرفتیم ولی به دلیل حاشیه های فراوان این روزا اجازه چاپ بهش ندادن منم تصمیم گرفتم متن کامل مصاحبه رو براتون بذارم تو وبلاگ + تصویر روی جلد که قرار بود چاپ بشه.(حواستون به بازو بند سبز رونالدو که هست؟)
کریستیانو رونالدو چلچراغ

کریستیانو رونالدو چلچراغ
چلچراغی:سلام چطوری؟
کریستیانو رونالدو:من خوبم تو چطوری
چلچراغی:بالاخره اومدی
کریستیانو رونالدو:آره ولی میترسم که نتونم برم
چلچراغی:خب بمون کجا میخوای بری؟
کریستیانو رونالدو:نمیشه با رئال مادرید قرارداد بستم باید برم
چلچراغی:چی شد که چلچراغی شدی؟
کریستیانو رونالدو:داستانش مفصله
چلچراغی:اشکال نداره بگو...
کریستیانو رونالدو:مادر من ایرانیه و برادر مادرم که دائی من میشه زیاد به ایران میاد.میدیدم که همیشه وقتی برمیگرده یه مجله تو دستشه که با دقت میخونه.منم کنجکاو شدم و شروع کردم عکسهای مجله رو نگاه کردن.از دائیم پرسیدم اسم این مجله چیه؟ گفت:چلچراغ گفتم چلچراغ یعنی چی؟ گفت تو نمیفهمی گفتم میخوام ببینم توش چی نوشته گفت:توکه فارسی بلد نیستی .گفتم یاد میگیرم.حدود 6 ماه طول کشید که مادرم کم کم فارسی نوشتن و خوندن رو یادم داد ولی خیلی کم بلد شدم.ولی اینقدر با دقت و آروم آروم مجله رو خوندم که حسابی راه افتادم.بعدش هم هر ماه منتظر میشدم دائی من از ایران بیاد و شماره های جدید رو بخونم.
چلچراغی:تصورت از ایران چی بود قبل از اینکه بیای؟
کریستیانو رونالدو:یه گربه وحشی
چلچراغی:الان که اومدی تصورت چیه؟
کریستیانو رونالدو:یه گربه مریض
چلچراغی:چطور شده که مچ بند سبز بستی؟
کریستیانو رونالدو:برای حمایت از مردم ایران بستم-برای حمایت از این جوونا,برای اعتراض به این سرکوب ها,برای(...............سانسور شد...................)
چلچراغی:انگلیس که بودی در تجمعات اعتراضی در کنار ایرانی ها شرکت میکردی؟
کریستیانو رونالدو:بله ولی ماسک میزدم که شناسایی نشم.
چلچراغی:از نظر شما بهترین مربی فوتبال دنیا کیه؟
کریستیانو رونالدو:به نظر من اکبر میثاقیان
چلچراغی:الگوی فوتبالیت کیه؟
کریستیانو رونالدو:علی دائی
چلچراغی:موسقی ایرانی هم گوش میدی؟
کریستیانو رونالدو:خیلی کم
چلچراغی:چی گوش میدی؟
کریستیانو رونالدو:سیاوش قمیشی همون که کچله
چلچراغی:اسپانیا که بری چطور چلچراغ گیر میاری؟ اونجا که دائی نیست
کریستیانو رونالدو:باید قول بدید برام بفرستید پولشم همین الان میدم
چلچراغی:از ایرانی ها خاطره ای داری؟
کریستیانو رونالدو:بازی ایران پرتقال بود جام جهانی یکی از بازیکن های ایرانی که اسمش کعبی بود اعصاب بچه هارو خورد کرد ولی نیمه دوم جبران کردیم.
چلچراغی:غذای ایرانی خوردی؟
کریستیانو رونالدو:دیروز که اومدم فلافل خوردم بعدش هم آب زرشک.
چلچراغی:خوشت اومد؟
کریستیانو رونالدو:عالی بود ولی فلافل خیلی آب میکشید و تا موقع خواب همش آب میخوردم بعدش هم همش از خواب بیدار میشدم و میرفتم دستشوئی
چلچراغی:برای بچه های چلچراغی پیامی نداری؟
کریستیانو رونالدو:بله دارم
چلچراغی:بگید لطفن
کریستیانو رونالدو:اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده / بدان چلچراغ خونده و سکته کرده
چلچراغی:حرف آخر
کریستیانو رونالدو:هیچ وقت ناامید نشید
+ نوشته شده توسط چلچراغی در
88/04/13 و ساعت
20:51 |